هم نشيني با تو خوب بود چي شده
خوشحالي هميشه جور بود بد شده
مثبتي و پر انرژيهايت كجاست زيباترين
كه هماره صبح و شب بودي سرزنده
چرا ترسيده بودي از فكرهايت
از همه روشنيها وخوبيها يكهو دلزده
بيشترين رازها انگاري توي دل تو بود
اشك توي چشمانت شد مث يه چشمه
حواست پرت شد و واسه چيزي كوچيك
همه چيز يواش يادت رفت شد فريبنده
خسته بودي هرچي ديدي يا شنيدي
دوست نداشتي هرچي را گفتي كه تلخه
از شكستها شدي سردرگم به آخر خط رسيدي
آنگاه ديدي لذت هميشه ات آهسته رفته
يادبگير و تواناييت را از ته قلب باور نما
ميتوني ول كني افسوسو ز فكرتت زدوده
خودتو پيدا نما و از نو بساز زندگاني را
هر چي انجام نشده گشت آموزنده
براي ديدن فردا بايد يك دوباره بودن
ارمغان اين تلاشت ميبيني دلت خوشه
هم نشيني با تو خوب بود چي شده
خوشحالي هميشه جور بود بد شده
مثبتي و پر انرژيهايت كجاست زيباترين
كه هماره صبح و شب بودي سرزنده
چرا ترسيده بودي از فكرهايت
از همه روشنيها وخوبيها يكهو دلزده
بيشترين رازها انگاري توي دل تو بود
اشك توي چشمانت شد مث يه چشمه
حواست پرت شد و واسه چيزي كوچيك
همه چيز يواش يادت رفت شد فريبنده
خسته بودي هرچي ديدي يا شنيدي
دوست نداشتي هرچي را گفتي كه تلخه
از شكستها شدي سردرگم به آخر خط رسيدي
آنگاه ديدي لذت هميشه ات آهسته رفته
يادبگير و تواناييت را از ته قلب باور نما
ميتوني ول كني افسوسو ز فكرتت زدوده
خودتو پيدا نما و از نو بساز زندگاني را
هر چي انجام نشده گشت آموزنده
براي ديدن فردا بايد يك دوباره بودن
ارمغان اين تلاشت ميبيني دلت خوشه

مواجه با مشلكها
دوست ارزشمند
عشق مالامال